|
|
|
فریاد بی صدا...
|
سلام...
گفتم این بار بنویسم شاید این دفعه پست شد..میگن نا برده رنج گنج میسر نمیشود...حالا اگر به خودت زحمت بدی شاید یک ربط کوچیک پیدا کنی.. امروز کلاس دارم کلی هم تمرین حل نکرده... بی خیالی رو حالمی کنید... تازه استاد حتمی جواب سوالها را میخواد... راستی پست قبلی گفتم دلم گرفته از کجا بگم...از پریشب دیشب از امروز صبح.. امروز بهتر برم.. تا بعد دوباره حرف بزنم.. فعلا..
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 12:21 توسط Alice |