|
|
|
فریاد بی صدا...
|
سلام...
راستش میخواستم وقتی یک کتاب تموم کردم بیام وبراتون کلی حرف بزنم..ولی انگاری نشد حتمی همتون کتاب قورباغه رو قورت بده را شنیدی شایدم بعضی هاتون خوندید بهر حال زندگی من هم یک خورده تغییر کرد.. از تنبلی در اومدم و حالا همش پای کامپیوترم ولی خداییش یک خورده تغییر کردم از ۲۴ ساعت که ۱۲ ساعت که میخوابم چند ساعتم که کامپیوتر و تلویزیون حالا میمونه چند ساعت از اون چند ساعت من فقط ۳۰ ساعت به خوندن درس اختصاص میدم اخی وقت نیمشه یک حرف جالب هم بزنم چند وقت پیش به حساب خودمون رفتیم مشاوره درسی طرف اومد گفت حالا بیا تو هفته ببینیم تو چقدر وقت اضافه میاری ..فلان کار و کن فلان کار تا اخر گفت حالا همه رو باهم جمع کن از تعداد ساعت در هفته کم کن ببینیم تو چقدر وقت میاری.. خب دیگه چی بگم... که نگفتنششششششش بهتر است.. ادم میخواد کمک کنه مثل من باشه پرو ویک چیزی هم اخرش گیرش بیاد..وقتی میگن حساب حساب کاکا برادر مثل منه چرا خب الان میگم ابجی بزرگه میخواست خونه تکونی کنه گفت ابجی کولو چو فردا صبح بیا که کمک من هم گفتم چششششششششششم هیچی رفتم خسته و کوفته برگشتیم اصلا حال نداد ولی همین که یک کادو افتادیم خودش کلی حال داره دیگه چی بگم...اهان یادم اومدم دوستتون دارم.. دلم میخواد همیشه کنارم باشید.. دوست دارم این دفترچه خاطراتم چه تلخ و چه شیرین پر از یادگاری کنید که اگر چند سال بعداومدم و سر زدم یادم بیاد این خاطرات قشنگو دلم میخواد همیشه کمکم کنی اگر اشتباهی دارم اگر غلطی تو جمله هام هست مثل یک دوست خوب که الان هستید کمکم کنید...دلم همیشه میخواد نظرات قشنگتونو بخونم شاید باور نکنید هر وقت اپدیت میکنم منتظر میمونم ببینم کی تو دفترچه خاطراتم یک یادگاری میگذاره.. دوستتون دارم.. حق نگهدارتون.. فعلا.. یا علی
برای چندمین بار کتاب از مرز چند روز گذشت و هنوزم تموم نشده..
نمیدونم چرا من برای خوندن کتاب های روانشناسی اینقدر تنبلم![]()
من نخونده بودم که خوندم البته این به جز اون کتابی هست که ازش حرف میزنم![]()
اون هم نت... خودم هم موندم چی کار میکنم..![]()
تایم ندارم...![]()
فکر میکنی اخرش چی شد من فقط در هفته ۱۱ ساعت وقت اضافه دارم ایشون هم گفتم پاشو دخترم تو برو ... تو که اصلا وقت نداری
خب میبینید من چرا اپدیت دیر به دیر میکنم به خاطر همینه![]()
از اینکه تو اینترنت دوستهای به این خوبی پیدا کردم خیلی خوشحالم شاید وجود دوستهای خوبی مثل شما منو وابسته کرده به وبلاگ نویسی و اومدن به نت...![]()
![]()
![]()
![]()
پس لطف کنید تهنام نگذارید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:59 توسط Alice