تبليغاتX
little mermaid.blogfa.com - مامان و خدا

little mermaid.blogfa.com

فریاد بی صدا...

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « با چنگال بخور.»

خدا به ما صدا داده. مامان می گوید: « جیغ و داد نکن.»

 

مامان می گوید: « کلم بروکلی بخور، غلات بخور، هویج بخور.»

اما خدا به ما دل داده و بستنی شکلاتی ...

 

اما خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « از دستمال استفاده کن.»

 

خدا به ما چاله آب داده. مامان می گوید: « شالاپ شلوپ نکن.»

 

مامان می گوید: « ساکت باش. بابات خوابه.»

اما خدا به ما در سطل آشغال داده که باهاش صدا درآریم.

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « دستکش دستت کن.»

 

خدا به ما باران داده. مامان می گوید: « خیس نشی.»

 

باز مامان می گوید مواظب باشم به آن سگ ناز غریبه

که خدا برای  ناز کردن به ما داده نزدیک نشم.

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « برو بشورشان.»

 

اما خدا به ما جاذغالی داده و تن های سر تا پا کثیف و قشنگ.

حالا با اینکه من باهوش نیستم این قدرها

حتم دارم یا مامان اشتباه می کند یا خدا.

                                                                                             

 شل سیلور اشتاین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:18 توسط Alice |


 

 

 

 

 

 

 

explorer blog





Powered by WebGozar