تبليغاتX
little mermaid.blogfa.com - سلام دوست جونهای من اومدم خوش اومدم

little mermaid.blogfa.com

فریاد بی صدا...

چه حالی داره نه بعد از یک ساعت تایپ کردن یک دفعه تایید بعد یکدفعه از صحفه نویسندگان وبلاگ بیای بیرون..

 خب حالش اینه که مجبوری همرو از اول بنویسی وقتی یادت رفته یک کپی قبل از این برای خودت بگیری

خب بیخیال ...

سلام دوست جونها و دفترچه خاطرات قشنگم..

باز هم من بعد از تقریب دوماه از ۲۰ فروردین تا ۲ خرداد اومدم..

 حقیقت اینه یکی از دوست های مهربونم  که خیلی به اپدیت کردن من علاقه داره به اسم اقا نویدی... چند وقتی بود خیلی دپرس بود ... یعنی افسرگی مزمن گرفته بود ...من هم ازش پرسیدم نبینم غمتو قناری ( قول مشهدی ها) گفتم چی شده ؟؟!!

 نه گذاشت و نه برداشت گفت اگر تو دوماه تقریب نباشی حال من خوب میشه

خب من هم حس انساندونستی و فردین بازی گل کرد به خاطر ایشون دوماه تقریب نیومدم..

که الان شکر خدا حالش خوب شده اخی یک موقع ترسیدم کارش به سیپیده انقلاب کشیده بشه بعد این طوری رو دست ما باد میکنه اخر هم پدر و مادرش میان یقه منو میگیرن که پسر ما به خاطر شما دیوونه شد

این از این...

خب بالاخره  من هم فارغ التحصیل شدم بعد از کلی جون کندن  

همچین گفتم فارغ التحصیل یک لحظه خودم حس کردم فوق دکترا را زدم تو گوشش البته در اینده نه چندان نزدیک تو گوش اون هم میزنیم گاماس گاماس دست کم نگیرید ... در ثانی گفتن ارزو بر جوانان عیب نیست

 خب خداییش یک چها رصفحه حرف داشتم که بگم بعد از چند وقت و اندییییی

 یعنی کلی حرف برای تیلیت کردن مغز شماها ولی خدا دوستتون داره و شانس اوردید اول که همه حرفهام پاک داشت دارم دوباره مینوسم در ثانی یادم رفت

خب از هرچی بگذریم سخن دوست بهتر است...

من هم به تقلید دونفر دوستام که خبرهای روز را در وبلاگشون میگذارن دو خبر در وبلاگم میگذارم

 اول اینکه بگم خبرم موثقه یعنی منبعش

در ثانی این هم خبر ..........

خوندم یک هنرپیشه که بیشتر در سریالهای طنز بازی میکرده با یک کلت کمری با حالتی پریشون با داشتن مواد مخدر در غرب تهران گرفتن...

من هم حس کنجکاویم فراوان کرد که این هنرپیشه کی میتونه باشه از دوست جونهای خوبم که ممکنه خبری داشته باشن تقاضا دارم به منهم بگن و این دوست کنجکاو از کنجکاوی در بیارن

 و دیگه اینکه حذف کنکور مثل هر سال به سال های بعد موکول شد پس باز هم منتظر یک خودکشی دیگه و یک مرگ دیگه باید باشیم چون کنکور نزدیکه

و یک خبر دیگه هم دارم که وقتی وبلاگ دوستم خوندم دیدم تا حدی بهش اشاره کرده پس بهتر دیدم نگم

 و اینکه تو این مدت چند دوست جدید پیدا کردم که بعلت اینکه نبودم نتونستم بهشون سر بزنم.. ازشون همین جا عذر میخواام

 خب مثل همیشه حرف اخر..

البته این دفعه به جای دعا یک بیت شعر از فردوسی میگم البته فکر کنم فردوسی بود

 سرت سبز باد و دولت شادمان                                  تنت پاک و دور از بد بدگمان

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 12:15 توسط Alice


 

 

 

 

 

 

 

explorer blog





Powered by WebGozar