|
|
|
فریاد بی صدا...
|
سلام..
بازهم من.. فردا میگن روز عشاق خب نیییییییییخوانم.. این هم کادو برای تولدم دادید بسه از بس کادو زیاد نمیدونم چی کار کنم.. میخوام حراجی راه بندازم خب دیگه اینکه دیروز کلی حالم گرفته بود ... بعد شب یک نفر به دادم رسید که خیلی دوستش دارم دیگه اینکه تازگی ها نه فقط دیروز و پریروز یک مزاحم پیدا کرده بودم.. اول فکر کردم اشتباهی پیغام داده بعدا دیدم نه.. بعد من بی خیال شدم ...ولی اون دست بردار نبود.. ندیده عاشق شده بود خب بی خیال... دیگه امروز مزاحم نشد.. راستی کتابی که فقط اسمشو خونده بودم حالا ۲۸۰ صفشو خوندم دیروز ظهر تا امروز خب به سلامتی به نصفه رسید خب دیگه چی بگم.. راستی تبریک برای فردا ها راستی یک کیک هم اماده میکنم برای فردا ... هر کی عاشقه بسم الله راستی خیلی دوستتون دارم.. از تبریکهاتون هم ممنون.. یک چیزی امروز با یکی از این افراد ...... بی خیال نگم بهتره خب دیگه فعلا هیچی.. دوستت دارم دفترچه خاطرات قشنگم..
ولن تایم دی
خب مبارکه
یکی هم به من هم کادو بده![]()
خب کی خبرتون میکنم..همین دو روز تا عید نوروز![]()
ازش تشکر میکنم...با اینکه نمیاد این وبلاگ را بخونه..
دیوونه .. فکر کنم سرش به جایی خورده بود ..![]()
![]()
![]()
مامانم دعوا کرد و گرنه میخواستم ظهر بخونم..جالب بود![]()
فقط عاشقا..اون هم فردا..![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 20:34 توسط Alice