|
|
|
فریاد بی صدا...
|
تولدم مبارک...![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 6:32 توسط Alice |
اول سلام..
راستش وقتی صحفه وبلاگ و باز کردم قسمت های پست های قبلی اومد.. خب راستش چند وقت پیش اومدم اپ کنم باهاتونم کلی حرف زده بودم ولی انگار همه چیز دست به دست هم داده تا من از دوستهای خوبی که دارم دور کنه و با عث جدایی هر چه بیشتر من از اونها بشه..چرا نمیدونم؟؟!! خب بهر حا باز من اومدم با کلی حرف ناگفته.. نمیدونی چقدر دلم برای این وبلاگ و مخصوصا دوستهای خوبم تنگ شده ...خیلی بیش از حدی که فکر میکردم..حالا نمیدونم اونها هم به یاد من هستن یا نه ولی من همیشه وقتی دعا میکنم اول برای دوستای خوبم دعا میکنم..برای دوستهایی که همیشه کنارم بودن خب دیگه این ماه بهمن که من خیلی دوستش دارم مخصوصا ۹ روز دیگه ..چه روز خاصی هست خب دیگه چه روز خوبی روز قبل ۲۲ بهمن وای عجب محشر اون روز...البته مامانم اینا گفتن زشت ادم به روی خودش بیاره من هم دیگه تکرار نمیکنم و نمیگم چه اتفاقی می افته اون روز اگر باهوش بودید شبیه خرگوش بودید می تونید حدس بزنید.. خب بریم سرغ خبر.. ادم وقتی تو خونه باشه کاری جز درس خوندن نداشته باشه... میشه روزهای تکراری که با گذر زمان میگذره و میره.. ولی تازگی ها فعال شده این دخمل کولوچو میره کتاب خونه اون هم چطوری هنوز نرفته بر میگرده یعنی چی ...؟؟؟هیچی ولشششششششششش خب بگذریم.. راستی با برف و سرما چه کردید من هم مثل همه بچه مدرسه ای ها که تعطیل شدن به خودم تعطیلی دادم نکه من صبح تا شب شب تا صبح دارم به کوپ درس میخونم برای همین اون یک هفته نه ۱۴ روز(دبستان تعطیل) من تعطیل شدم.. خب دیگه فکر کنم نیومدنم باعث شده که به ته جدول (پیوند)و ته فکر و ذهن خیلی ها برم این هم یک نوعشششششششه مگه نه؟؟!! دنیا به کی وفا کرده که به من وفا کنه راستش یک اعترافی باید بکنم میخواستم اپ کنم ولی اونقدر ناراحت و غمگین شده بودم که میخواستم چندین بار این دفترچه کولوچو اپ کنم ولی یک دفعه پشیمون شدم گفتم تنها من نیستم این دفتر و میخونم شاید دوستهای خوبم یک نیم نگاهی یک روزی به این دفتر بکنن برای همین سعی کردم اپ نکنم.. خب دیگه در اخر ملالی نیست جز دوری شما خدایا ! شکر. هیچ سنگی را خوار نشمار یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست . . پس با یک یادگاری (نظر)من خوشحال کنیم تا ذوق وکنم برای تمام کسانیکه دوستشون دارم یاعلی
شروع کردم بخوندم..
یک جانوشته بودم شاید در اینده که میام و این پستها رو میخونم از حرفهام خندم بگیره دقیق همین طور شد از کارهایی که در گذشته کردم خندم گرفته بود از ناراحتی هام از غصه هام ازخندهام....![]()
یعنی تمام زحمتام پرید![]()
من که دست بر دار نیستم.. بالاخره میام![]()
![]()
![]()
...![]()
![]()
شما خیلی بهش فکر نکنید من که خودم نمیفهمم چطوری درس میخونم و صبح به روز میرسونم..![]()
![]()
![]()
![]()
( یک بوس کوچولوبرای خانومها)
(گل برای اقایون)
می گن تو هركسی رو كه بیشتر دوست داری در اوج گناه بهش فرصت توبه می دی....ازت ممنونم كه اینهمه فرصت به من دادی و من قدر این لحظات رو ندونستم و تو باز منو تو اوج بدی ها به درستی كشوندی.....
خدایا شكرت...
به عظمت و بزرگیت شكر..
زیرا بارها و بارها همان سنگی كه معمار خوارش شمرده،
در پایان شالوده بنایی شده است.
یاد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم .![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 8:5 توسط Alice
راز شادکامی برای دستیابی به بالاترین لذت زندگی برای خیلی از ما هدف زندگی فقط پر بودن حساب بانکی، داشتن بهترین خانه و جدیدترین اتومبیل نیست. هدف زندگی برای خیلی از افراد فقط خوشبختی است، خوشبختی. بعضی از آدم ها ممکن است خوشبخت تر از دیگران به دنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند. برای بقیه، دست یافتن به خوشبختی چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنها اینطور برنامه ریزی نشده است. اما اینهم مثل برنامه ریزی های دیگر، قابل تغییر است. شما می توانید بااستفاده از نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، برنامه زندگیتان را از نو بنویسید تا بالاترین درجه خوشبختی از آنِ شما شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 8:0 توسط Alice |