تبليغاتX
little mermaid.blogfa.com

little mermaid.blogfa.com

فریاد بی صدا...

سلام..

 تو این هوای عالی بارونی ادم کیف میکنه فقط نفس بکشه از صبح تا ظهر زیر بارون ها خیابون گز میکردم... وای چه کیفی داد

خیلی عالی بود مخصوصا وقتی بارون شروع به باریدن میکرد خدای مهربونم ( به قول پسر کولوچوی خودم همون پسرخواهرم خدای ناقلای من) باز هم بارون بیاد

وای خیلی عالی بود...

چند روزه میخوام اپدیت کنم ولی مگه میشه نه دیگه نمیشه..

بالاخره به سر اومد.. ولی حالا نمیدونم چی بگم

یعنی چی بگذارم.. هرچی گشتم صندوقچه اسرارمو دیدم این خوب نیست این باشه بعد..اخرش به جایی رسیدم دیدم بهتر اپدیت نکنم

ولی باز دلم نیومد این دفترچه خاطرات از خاطره بارون قشنگ نکنم..

یا از کتابهایی که خریدم.(نکتش این بود ها )

 خب دیگه برم..

نه راستی یادم اومد فردا نه پس فردا تولد بهترین دوستم ابجی گلمه.. تولد اجی ندا..

تولد مبارک ببخشید نتونستم بیام خونتون امیدوارم دخمل خالت جای خالی منو پر کنه( البته میدونم هیچ کس جای منو تو قلبت پر نمیکنه )

تولدت مبارک با بهترین ارزوها

 امیدوارم تو این هوای بارونی به حق این روزهای قشنگ روزگارتون سرسبز باشه و مثل هوای بعد بارون صاف و پاک..

دوستتون دارم.. بهترین دوستم..

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 23:24 توسط Alice


 

سالگرد ازدواج

1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)


روز مرد

1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)
 
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)

40 سال بعد

1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟
 
2 ثانیه قبل از مرگ

1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه

وصیت نامه

1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

اون دنیا

1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 11:46 توسط Alice |


سلام..

سه شنبه روز زیارتی بود اگر امام رضا قبول کنه برای تک تکتون دعا کردم اون هم مخصوص

 امروز هم یک روز خاص... 

باز هم روز زیارت امام رضا..

پس التماس دعا... از نوع مخصوص

فعلا ..

یا حق

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 1:18 توسط Alice


Paradox of Our Times

مغایرتهای زمان ما

 

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده

 

 های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما

 

زمان کمتر

 

 

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی

 

پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت

 

تشخیص کمتر داریم

 

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

 

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای

 

بیشتر اما سلامتی کمتر

 

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

 

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم،

 

خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می

 

شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از

 

خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب

 

اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می

 

کنیم

 

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

 

چندین برابر مایملک داریم اما

 

ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی

 

زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی

 

دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ

 

می گوییم

 

We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

 

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه

 

زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی

 

سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی

 

را به سالهای عمرمان

 

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

 

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع

 

کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما

 

دیدگاه های باریکتر

 

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

 

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم،

 

بیشتر می خریم اما کمتر لذت می

 

بریم

 

We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

 

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر

 

نیستیم برای ملاقات همسایه

 

جدیدمان از یک سوی خیابان به آن

 

سو برویم

 

We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice

 

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه

 

فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم

 

اما نه تعصب خود را

  

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

 

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر

 

برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

 

We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

 

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر

 

کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما

 

اصول اخلاقی پایین تر

 

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

 

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا

 

اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا

 

رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما

 

ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت

 

بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

 

 

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

 

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان

 

بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما

 

روابط سطحی

 

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

 

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع

 

غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛

 

درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل

 

رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

 

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم

 

از امروز شما هیچ چیز را برای

 

موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز

 

زندگی یک موقعیت خاص است

 

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

 

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان

 

بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی

 

به نیازهایتان داشته باشید

 

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

 

زمان بیشتری را با خانواده و

 

دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه

 

تان را بخورید و جاهایی را که دوست

 

دارید ببینید

 

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

 

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه

 

زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش

 

است

 

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

 

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان

 

را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست

 

دارید از آن استفاده کنید

 

Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days"

 

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و

 

"روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج

 

کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم

 

"یکی از این روزها" بنویسیم همین

 

امروز بنویسیم

 

Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

 

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم

 

که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ

 

چیزی را که می تواند به خنده و شادی

 

شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 

Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last

 

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص

 

است و شما نمیدانید که شاید آن می

 

تواند آخرین لحظه باشد

 

If you're too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it "one of these days ". Just think…"One of these days ", you may not be here to send it !

 

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید

 

این پیغام را برای کسانیکه دوست

 

دارید بفرستید، و به خودتان می گویید

 

که "یکی از این روزها" آنرا خواهم

 

فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این

 

روزها" ممکن است شما اینجا نباشید

 

که آنرا بفرستید!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 1:10 توسط Alice |


سلام..

 دیروز پریروز میخواستم بیام اپ کنم ولی نمیدونم چی شد نشد...

رفتیم بیرون شهر امروز اومدم.. مثلا میخواستم روز تولد بهترین کسی که دارم تو این شهر رو تبریک بگم..

خیلی دوستش دارم عشق منه...جیگمله منه

تولد امام رضا(ع) جون خودم مبارک.. یعنی عیدتون مبارک.. خدایش زشته بچه مشهد تولد امام رضا تبریک نگه الان خلاجت کشیدم..

 

وای نمیدونید چی شده میخواستم برم معتاد بشم..اخی دچار کمبود توجه شده بودم هیچششششششششکی منو دوست نداره. اصلا مامان بابام بفکر درس خوندن من نیستن..

من دیروز مثلا کنکور داشتم نمیدونید چقدر خوندم صبح تا شب پای درس بودم..

 نمیدونید چقدر درس خوندم.. همون قدر شما دیدید من درس خوندم مامان بابام هم دیدن.. نمیدونید اینا به کنار...

نرفتن سر جلسه کنکور دردی که نمیشه درمانش کرد

نمیدونی یک شب افسرده شدم که چرا فردا نمیتونم ..بعد میگن  چرا معتاد زیاد میشه چرا افسردگی تو ایران افزایش یافته.. همین مسائل پیش میاد دیگه

خب از این که بگذریم سخن دوست بهتر است(ربطشو نمیدونم)

 ولی تصمیم گرفتم از امروز درس بخونم  ولی کمتر از قبل

خب دیگه چه بگویم ناگفتنش بهتر است..

راستی من دو تا وبلاگ جدید پیدا کردم یعنی تو تا دوست جدید.. این دوستام با بقیه فرق داره..؟؟!!

چه فرقی.. این دوتا دوستام ۴ نفر ولی در اصل دونفر...بابا این دوستام مزدوج شدن.. وبلاگ خانوادگی..

حالا برای چی میگم برای کسانیکه از داستان عشقی واقعی خوششون میاد..

خوشبختی در یک کلبه کوچیک.. ساقی گلم و همسر گرام

نرگس عزیزم و همسر محترمشون اقای امیر گل...

دیگه فعلا باشه بعد..

نه یک حرف دیگه  دیروز یک مجله گیر اوردم خیلی قشنگ بود نه از این مجله های در پیتی که سر و تشو بزنی ۲ خط مفید داره این مجله واقعا خوب بود مثل موفقیت...

اسم مجله نگاه اول خواستید بگیرید من ماه ابانشو خوندم خوب بود باز نگید تو گفتی خوبه و بد بوده..

دیگه فعلاب رم..

 

حق نگهدارتون..

دوستتون دارم..

 

 

 راستی من هم  وبلاگمو یک تغییر دادم یکم با کلاسش کردم از این به بعد دیگه نمیام دم خونتون در بزنم برای اپ فقط برای دیدن گل خودتون میام ..

برای اینکه خبردار بشید این دفترچه کی خط خطی شد تو خبرنامه عضو بشو..

دوستت دارم..مثل همیشه..

بازهم التماس دعا

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:21 توسط Alice


خورشید

۱
۲
۳
...
۹
۱۰

قایم شدی؟

...
کجایی؟
من نمی تونم پیدات کنم!
دیگه خسته شدم...
بیا بیرون دیگه.
...

پیدات کردم!
از پشت ابر بیرون بیا٬

                             خورشید من

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:0 توسط Alice |


 

 

آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که احساس می کنید زندگیتان زیادی یکنواخت شده؟ یا فکر می کنید کسی دوستتان ندارد؟
پس بیایید با هم شروع کنیم. من اینکار برایم خیلی سخت است اینه که به همراهی شما نیاز دارم.
همیشه کسانی هستند که آدم را دوست داشته باشند. دوستان قدیمی. اعضای خانواده.......
شروع یک ارتباط ممکنه خیلی سخت باشه ولی غیرممکن نیست.
1- یک لیست از افرادی که دوستشان دارید و دلتان می خواهد باهشون ارتباط داشته باشید درست کنید.
2- به ترتیب آنها را اولویت بندی کنید.
3-  سعی کنید کسانی را که خیلی دوست دارید و با آنها صمیمی تر هستید در بالای لیست قرار بدهید.
همیشه اولین قدم سخت ترین قدم است ولی نترسید از اینکه طرف مقابل شما را تحویل نگیرد نترسید بالاخره از یک لیست بلند بالا حداقل 10 - 15 هستند که آدم را تحویل بگیرند. این افکار بیخود را که اگر زنگ بزنم خودم را کوچک کردم -  من که چیزی ندارم به ان بگویم و ... دور بریزید.
خیلی ساده گوشی را بردارید . به او بگویید دلتان برایش تنگ شده و می خواهید احوالش را بپرسید. یک مکالمه خیلی کوتاه هم می تواند در روحیه تان خیلی مؤثر باشه.
لازم نیست نگران باشید یا حتما منتظر بمانید تا او جواب تلفنتان را بدهد. می توانید یک دوره بگذارید و هر روز به مثلا 5 نفر تلفن بزنید. وقتی لیستتان تمام شد، پس از مثلا 2 هفته دوباره از بالای لیست شروع کنید.
پس از یک یا دو بار تلفن زدن متوجه می شوید که با کدام افراد نباید دوباره تماس بگیرید.
بالاخره پس از مدتی انها هم با شما تماس می گیرند.

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:19 توسط Alice |


 

 

 

 

 

 

 

explorer blog