تبليغاتX
little mermaid.blogfa.com

little mermaid.blogfa.com

فریاد بی صدا...

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « با چنگال بخور.»

خدا به ما صدا داده. مامان می گوید: « جیغ و داد نکن.»

 

مامان می گوید: « کلم بروکلی بخور، غلات بخور، هویج بخور.»

اما خدا به ما دل داده و بستنی شکلاتی ...

 

اما خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « از دستمال استفاده کن.»

 

خدا به ما چاله آب داده. مامان می گوید: « شالاپ شلوپ نکن.»

 

مامان می گوید: « ساکت باش. بابات خوابه.»

اما خدا به ما در سطل آشغال داده که باهاش صدا درآریم.

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « دستکش دستت کن.»

 

خدا به ما باران داده. مامان می گوید: « خیس نشی.»

 

باز مامان می گوید مواظب باشم به آن سگ ناز غریبه

که خدا برای  ناز کردن به ما داده نزدیک نشم.

 

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « برو بشورشان.»

 

اما خدا به ما جاذغالی داده و تن های سر تا پا کثیف و قشنگ.

حالا با اینکه من باهوش نیستم این قدرها

حتم دارم یا مامان اشتباه می کند یا خدا.

                                                                                             

 شل سیلور اشتاین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:18 توسط Alice |


سلام..

حالا حالم خوبه..

از اینکه ناراحت شدید نگران شدید معذرت..

فعلا همین..

روز دختران هم مبارک

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:7 توسط Alice


 امشب دلم خیلی گرفته...

 امشب میخوام یادداشت بگذارم تو دفترچه خاطراتم.. نمیدونم چم شده..

 اصلا نمیدونم چرا اومدم نت... نمیدونم..

خستم..

یک خرده دیگه بنویسم گریم میگیره...

 دوشبه خوابم نمیبره فکر و خیالات الکی...

چقدر استرس و اضطراب بده..

چقدر ..

بیخیال..

فقط دلم گرفته بود..

گفتم یک یادداشتی بگذارم بشه خاطره..

دعا کنید برام فقط همین...

 

 

خدایا به آنان که دوست میداری

 بچشان که عشق زیباست

 و به آنانکه که دوستتر میداری بچشان

 که دوست داشتن از عشق هم برتر است

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 1:7 توسط Alice |


رمز تداوم یک زندگی
نزدیک غروب در خارج دهکده شیوانا متوجه شد که همسر یکی از افراد صاحب

اعتبار و معروف به همراه دخترانش
در حال قدم زدن هستند.شیوانا با تعجب از آنها

پرسید:این وقت غروب چرا در این ناحیه از دهکده قدم می زنید؟ایا همسرتان از این

بابت ناراحت و گله مند نیست؟

زن با بی اعتنایی گفت:او آنقدر ما را دوست دارد که اگر هم ناراحت باشد بر زبان نمی

آورد !!!علاوه بر این او آنقدر به من و دخترانم اعتماد دارد که حتی اگر به دو دهکده

آن سو تر هم برویم باز سکوت میکند و چیزی نمی گوید!!ما حد اعتماد و عشق او را

بارها امتحان کرده ایم و از این بابت مطمئنیم.

شیوانا سری تکان داد و گفت:اشتباه می کنید!!هرگـــــــز در زندگی اعتماد و

محبت یکدیگر را تا لب مــــــــــرز هل ندهید و کرانه های اعتماد و عشق

خود را امتحان نکنــــــــــــید.

همیشه فاصله امنی را تا کرانه برای خود نگاه دارید.این رمز پایداری و تداوم یک

زندگی سالم است.
 
 
اشک
زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت . شیوانا از مقابل آنها عبور کرد . وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.
زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند!
او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد.
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید که دل دیگری را به درد و اشک او را در آورد
 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 1:6 توسط Alice |


سلام...

راستش میخواستم وقتی یک کتاب تموم کردم بیام وبراتون کلی حرف بزنم..ولی انگاری نشد برای چندمین بار کتاب از مرز چند روز گذشت و هنوزم تموم نشده.. نمیدونم چرا من برای خوندن کتاب های روانشناسی اینقدر تنبلم

 

 حتمی همتون کتاب قورباغه رو قورت بده را شنیدی شایدم بعضی هاتون خوندید من نخونده بودم که خوندم البته این به جز اون کتابی هست که ازش حرف میزنم

 بهر حال زندگی من هم یک خورده تغییر کرد.. از تنبلی در اومدم و حالا همش پای کامپیوترم اون هم نت... خودم هم موندم چی کار میکنم..

ولی خداییش یک خورده تغییر کردم از ۲۴ ساعت که ۱۲ ساعت که میخوابم چند ساعتم که کامپیوتر و تلویزیون حالا میمونه چند ساعت از اون چند ساعت من فقط ۳۰ ساعت به خوندن درس اختصاص  میدم اخی وقت نیمشه تایم ندارم...

یک حرف جالب هم بزنم چند وقت پیش به حساب خودمون رفتیم مشاوره درسی طرف اومد گفت حالا بیا تو هفته ببینیم تو چقدر وقت اضافه میاری ..فلان کار و کن فلان کار  تا اخر گفت حالا همه رو باهم جمع کن از تعداد ساعت در هفته کم کن ببینیم تو چقدر وقت میاری.. فکر میکنی اخرش چی شد من فقط در هفته ۱۱ ساعت وقت اضافه دارم ایشون هم گفتم پاشو دخترم تو برو ... تو که اصلا وقت نداری خب میبینید من چرا اپدیت دیر به دیر میکنم به خاطر همینه

 

خب دیگه چی بگم... که نگفتنششششششش بهتر است.. 

 ادم میخواد کمک کنه مثل من باشه پرو ویک چیزی هم اخرش گیرش بیاد..وقتی میگن حساب حساب کاکا برادر مثل منه 

چرا خب الان میگم  ابجی بزرگه میخواست خونه تکونی کنه گفت ابجی کولو چو فردا صبح بیا که کمک من هم گفتم چششششششششششم هیچی رفتم خسته و کوفته برگشتیم اصلا حال نداد ولی همین که یک کادو افتادیم خودش کلی حال داره 

 

 دیگه چی بگم...اهان یادم اومدم  

دوستتون دارم..  از اینکه تو اینترنت دوستهای به این خوبی پیدا کردم خیلی خوشحالم شاید وجود دوستهای خوبی مثل شما منو وابسته کرده به وبلاگ نویسی و اومدن به نت...

دلم میخواد همیشه کنارم باشید..

دوست دارم این دفترچه خاطراتم چه تلخ و چه شیرین پر از یادگاری کنید که اگر چند سال بعداومدم و سر زدم یادم بیاد این خاطرات قشنگو

دلم میخواد همیشه کمکم کنی اگر اشتباهی دارم اگر غلطی تو جمله هام هست مثل یک دوست خوب که الان هستید کمکم کنید...دلم همیشه میخواد نظرات قشنگتونو بخونم

شاید باور نکنید هر وقت اپدیت میکنم منتظر میمونم ببینم کی تو دفترچه خاطراتم یک یادگاری میگذاره.. پس لطف کنید تهنام نگذارید

 دوستتون دارم..

 حق نگهدارتون..

فعلا..

یا علی

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:59 توسط Alice


 

 

 

مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیده‏اید كه خیلی راحت با همه ارتباط برقرار می‏كنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعی‏شان بسیار موفق‏اند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشترشان در عرصه‏های مختلف باز می‏كند. 

 

تصوّر كنید توی ایستگاه اتوبوس نشسته‏اید، كسی كه كنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز می‏كند، مثلاً با این سؤال: «خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟» و یا «چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟». تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: «وای ... امروز هوا خیلی گرمه!»، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش می‏آید: این‏كه او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمه‏ای برای یك ارتباط اجتماعی است.

اگر شما، بین دوستانتان كسی را دارید كه وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا كه بروید، پیش‏بینی دیدن چهره‏ای آشنا، كاملاً طبیعی است. فراموش نكنیم كه ما در عصری زندگی می‏كنیم كه ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما كمك زیادی می‏كند.

 حال، جای این سؤال است كه: چه چیزهایی می‏تواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟

 به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان می‏شود؟ در این مقاله به یک مورد مهم در جذب مخاطب اشاره می کنیم،ودر مقاله ی بعدبه بررسی سه عامل مهم دیگر می پردازیم و به شما توصیه می كنیم كه حتماً آنها را رعایت كنید:

کلید اول:به ظاهرتان توجّه كنید!

ظاهر شما در ارتباط با دیگران، بی‏نهایت مؤثّر است. شما هم بارها نظیر این جملات را به كار برده‏اید: «از ظاهرش معلومه كه ...»، «به تیپش می‏خوره كه ...»، «ظاهراً آدم...»

 این جملات (كه شما هم در مكالمات روزمره، از آن استفاده می‏كنید)، نشان‏دهنده ی این است كه ظاهر افراد، در برقراری ارتباط با دیگران، فوق‏العاده مؤثّر است. البته من هم با این جمله موافق هستم كه نمی‏شود باطن انسان‏ها را از ظاهرشان فهمید و گاهی نیّت انسان‏ها در قالب هیچ چیزی قرار نمی‏گیرد؛ امّا فراموش نكنید كه بخصوص در اوّلین ارتباط‏ها، شما نمی‏توانید به ذات آدم‏ها پی ببرید؛ پس مهم‏ترین، ابتدایی‏ترین و ساده‏ترین وسیله‏ای كه برای شناخت به كار می‏رود و خیلی وقت‏ها هم كاملاً درست از آب درمی‏آید، ظاهر افراد است.

 «مینا» مهندس عمران است. او برای یك همكاری در پروژه‏ای با یكی از افرادی كه به او معرفی شده بود، قراری گذاشت؛ امّا مینا به محض دیدن ظاهر طرف مقابلش، ناخودآگاه، حس بدی در مورد او پیدا كرد و این، باعث شد كه این همكاری آغاز نشود. شاید طرف مقابل از توانایی و مهارت زیادی برخوردار بوده است، امّا ظاهر نامناسب او، باعث شده است كه مینا او را فاقد این خصوصیات تشخیص دهد.

 فكر نكنید كه داشتن ظاهر آراسته، همیشه محتاج وضع مالی خوب است؛ نیاز نیست برای یك ظاهر خوب، خرج زیادی كنید. حتی شما با داشتن یك دست لباس مناسب، می‏توانید ظاهر آراسته‏ای داشته باشید. كشیدن یك اتو به لباس‏ها و شستن و تمیز نگاه داشتن آنها، نیاز به هزینه چندانی ندارد و وقت زیادی هم از شما طلب نمی‏كند؛ امّا می‏تواند معجزه‏ای در ارتباطتان با دیگران به‏وجود بیاورد.

به كفش‏هایتان هم توجه زیادی كنید، كشیدن یك دستمال خیس یا زدن واكس به كفش‏ها هم وقت زیادی از شما نمی‏گیرد؛ امّا در آراسته بودن ظاهرتان كمك زیادی می‏كند.

آخرین نتایج تحقیقات دانشمندان نشان می‏دهد، افرادی كه ظاهرشان برایشان مهم است، در اجتماع نیز از موفقیت بیشتری برخوردارند و بهتر می‏توانند به اهدافشان دست بیابند.

 فراموش نكنید كه ما مسلمان هستیم و در تمامی روایات از ساده‏پوشی و در عین‏حال زیباپوشی و تمیزی لباس پیامبر(ص)، سخنان زیادی گفته شده است. انتخاب زیبای پیامبر اكرم(ص) در رنگ‏های آرام‏بخش و در عین حال، شاد، پاكیزگی و تأكیدشان بر تمیزی، می‏تواند الگوی مناسبی برای همه افراد جامعه ی اسلامی بخصوص جوانان باشد.

 به یاد داشته باشید كه منظور از ظاهر آراسته، این نیست كه شما به دنبال «مد روز» باشید؛ متأسفانه مشكلی كه این روزها جوانان را به شدت، مشغول خود كرده است. گاهی اوقات، زدن مدهای عجیب و غریب، نه‏تنها شما را برای رسیدن به هدفتان یاری نمی‏كند، بلكه از آن دور می‏كند.

 ساناز یك نوجوان 17 ساله است، او می‏گوید: «نمی‏توان به دنبال مُد نرفت؛ چرا كه دوستان و اطرافیان آن‏قدر فشار می‏آورند كه آدم فكر می‏كند اگر از مد استفاده نكند، حسابی عقب‏مانده است.»

 در جواب ساناز باید گفت كه چه نوع ارتباطی برای تو مهم است؟ و به راستی به دنبال دوستی با چه اشخاصی هستی؟

تصوّر كنید كه از شما برای مصاحبه دعوت شده است، این مصاحبه، بی‏نهایت حیاتی است؛ چرا كه سرنوشت شغل مورد علاقه شما كه علاوه بر برخورداری از حقوق و مزایای خوب، موقعیت اجتماعی مناسبی داشته و شما را نیز از نظر روانی ارضا می‏كند، در گرو آن است. حال اگر با لباس نامناسب، نوع مدل موهای عجیب و غریب مد روز ظاهر شوید، چند درصد احتمال موفقیت دارید؟

 «علی» عضو هیئت مدیره یك شركت بزرگ است كه همواره كار مصاحبه با نیروهای جدید را انجام می‏دهد. او می‏گوید: «اغلب جوانان نمی‏دانند كه چگونه ظاهر شوند، مثلاً خانم‏ها فكر می‏كنند هر چه ظاهرشان بیشتر جلب توجه كند، مؤثرتر است؛ در حالی كه ما چنین ظاهرهایی را نمی‏پسندیم و خیلی زود رد می‏كنیم. وقار و متانت ظاهر، در عین آراستگی و پاكیزگی برای ما خیلی مهم است.»

 هیچ‏گاه نمی‏توان با ظاهر یك مراسم جشن، در اداره، حاضر شد و یا بالعكس. این نكته كه بدانید چه موقع، چگونه ظاهر شوید، اهمیت فوق‏العاده‏ای دارد.

 مطمئناً مردان موفق در عرصه‏های مختلف مانند سیاست، تجارت و ... را دیده‏اید. آنها همیشه ظاهری كاملاً آراسته و رسمی دارند، هیچ‏گاه سلاطین بی‏منازع تجارت را در لباس‏های تنگ ندیده‏اید، پس فراموش نكنید كه در همه‏جای دنیا، ظاهری باوقار و آراسته و پاكیزه، خریدارانِ بی‏شماری دارد!

 

کلید دوم: صدای شما در ارتباطتان با دیگران مؤثر است

 صدا، ابتدایی‏ترین وسیله برای برقراری ارتباط با دیگران است. تاكنون به لحن صدای خود توجه كرده‏اید؟ صدای شما از دید دیگران چگونه است؟

 وقتی با دیگران به‏طور حضوری و یا پای تلفن صحبت می‏كنید و یا حتی هنگامی كه در یك نشست گروهی حضور دارید، یاد بگیرید از صدایتان به عنوان وسیله‏ای غنی و پُر طنین استفاده نمایید. همچنین بیاموزید تا با صدایتان توجه آنها را جلب كنید و نگذارید، صدایتان سدی بر اعمالتان شود. صدای شما اصلی‏ترین وسیله برای ارسال پیام شما به حساب می‏آید و مانند وسیله ی نقلیه عمل می‏كند.

 تحقیقات نشان داده است، هنگامی كه دیده نمی‏شوید، مثلاً وقتی با تلفن صحبت می‏كنید، 84 درصد از اعتباری كه شما در گفتگو كسب می‏كنید، ناشی از تُن صدا، زیر و بم صدا و طنین صداست. ظرفیت انتقالی صدا خیلی بیش از آنچه كه می‏پنداریم است. ما از تُن صدای افرادی كه از پشت تلفن می‏شنویم، در همان چند لحظه ی اوّل، می‏توانیم مسائل زیادی را استخراج كنیم.

 به افرادی كه خوب آنها را می‏شناسید، تلفن زده، به طرز اَلو گفتن آنها توجه كنید. به احتمال قوی، با شنیدن همان یك كلمه می‏توانید حالت‏های آنها را حدس بزنید.

 چهار بخش اصلی صدا عبارت‏اند از: آرامش، تنفّس، بلندی و طنین صدا.

  هر یك از این اجزا را می‏توان به ‏وسیله ی تمرین به گونه‏ای تغییر داد كه بر اثر بخشی صدا افزوده شود. توجه داشته باشید كه همه ی این اصول با یكدیگر در رابطه هستند، تا به صدا ویژگی خاصی بدهند.

تنوّع صوتی، روش مؤثّری برای علاقه‏مند كردن و درگیر شدن مخاطب به حساب می‏آید.

صدای شما، باید بسته به نوع كلامی كه می‏خواهید استفاده كنید، آهنگ مخصوص خود را داشته باشد. اگر تاكنون به سخنرانی‏های بزرگ توجه كرده باشید، می‏بینید كه آهنگ صدا و كلام، بسته به موضوع سخنی كه گفته می‏شود تغییر می‏كند. مثلاً در یك سخنرانی، كلمات، محكم، قاطع و بلند اَدا می‏شوند؛ چرا كه مثلاً می‏خواهد تا تأثیر شعاری كه داده می‏شود به خوبی نمایان باشد. از سویی دیگر، نمی‏توان یك شعر یا قطعه ی لطیف ادبی را با همان لحن سخن قرائت نمود؛ چرا كه آرامش در ادای كلمات را می‏طلبد.

 كلمات را درست ادا كنید!

فارسی، زبان شیرینی است كه تلفظ كلمات آن، چندان مشكل نیست. این موضوع را به خاطر بسپارید كه هر كلمه، ارزش خاص خود را دارد؛ پس سعی كنید تمامی آنها را درست ادا كنید. تلفظ اشتباه یك كلمه در جمع، ممكن است اسباب استهزا و ناراحتی شما را فراهم كند.

نیمه بُریده و تند، صحبت نكنید!

 تند صحبت كردن، اثر كلام شما را از بین می‏برد. كسی به دنبال شما نیست. با آرامش تمام، آنچه را كه می‏خواهید، به مخاطب انتقال دهید؛ حتی اگر كمبود وقت داشته باشد. اَدای پنج كلمه تأثیرگذار، بهتر از پانزده كلمه ی بدون تأثیر است (البته تند صحبت نكردن، به معنای كُند صحبت كردن، تا جایی كه حوصله ی مخاطب را سر ببرید نیست.)

 به هر كلام، آهنگ مخصوص خود را ببخشید.

 تصوّر كنید قاضی یك دادگاه هستید و باید حكمی را قرائت كنید. حكم این است: «اعدام لازم نیست. بخشش» نوع آهنگی كه شما به این جمله می‏بخشید، می‏تواند در پیام، تغییری اساسی ایجاد كند. اگر شما كلمه ی «اعدام» را محكم تلفظ كنید و پس از آن مكث كوتاهی كنید، حاصل جمله این خواهد شد «اعدام، لازم نیست بخشش» و با این احتساب متهم بخت برگشته را به پای چوبه ی اعدام خواهید كشاند؛ امّا اگر اعدام را آهسته تلفظ كنید و پس از «نیست» مكث كنید و «بخشش» را محكم ادا كنید «اعدام لازم نیست، بخشش»، به متهّم، حیات دوباره بخشیده‏اید.

 كلمات، روحی دارند كه نوع بیان شما، آنها را آزاد می‏كند. الفاظ، شكل ظاهری این كلمات‏اند؛ پس سعی كنید تا به روح كلمات نیز توجه شود.

کلید سوم: لبخند بزن

در دنیای متمدّن و پر از هیاهوی امروز، داشتن چهره‏ای بشّاش و لبخندی زیبا بر لب، می‏تواند تأثیر معجزه‏آسایی داشته باشد. مطمئناً دیگران ترجیح می‏دهند تا با افرادی خوش‏برخورد، معاشرت داشته باشند. چهره‏ای گرفته و عبوس، علاوه بر آن كه روحیه ی خود شما را به شدت افسرده می‏كند، دیگران را از اطراف شما گریزان می‏نماید. یك لبخند ساده، هزینه ی چندانی ندارد، امّا می‏تواند دوستان بسیار خوبی را برای شما پیدا كند.

تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد، ارزش بسیار بالایی دارد. لبخند می‏تواند اوّلین گام برای رسیدن به این تحسین باشد و مهربانی و صمیمیت شما را به دیگران انتقال دهد.

دین مبین اسلام و ائمه ی اطهار (ع) نیز بر این مورد، تأكید كرده‏اند و احادیثی نیز در این مورد وجود دارد. امام صادق(ع) می‏فرماید: «هر كه به روی برادرش لبخند بزند، برایش حسنه‏ای خواهد بود».1

 امام كاظم(ع) نیز در حدیث دیگری می‏فرماید: «مهرورزی با مردم، نیمی از عقل است».2

 در برخوردهایتان همواره گشاده‏رو باشید. حتی لبخند می‏تواند روز خوبی را برای شما به ارمغان بیاورد. به دیگران ثابت كنید كه هر جا احتیاج به كمك دارند، حضور دارید. بدین ترتیب، به طور حتم، افراد مورد نظر، پذیرای شما خواهند شد.

کلید چهارم: وارد دنیای دیگران شوید

انسان‏ها در عین مشابهت‏های فراوانی كه در عادت‏ها، رفتار و گفتارهایشان دارند، دنیایی كاملاً بیگانه و مختص خود را نیز در اختیار دارند. گاهی اوقات، ورود به این دنیا برای كسانی كه از بیرون نظاره‏گرند، بسیار مشكل است. یكی دیگر از رمزهای ارتباط، ورود به این دنیا و چگونگی ورود به آن است.

 مطمئناً شما نیز نظرات و دیدگاه‏های خاص خود را دارید؛ امّا فراموش نكنید كه این، اجازه نمی‏دهد تا سایر دیدگاه‏ها را از یاد ببرید. با در نظر گرفتن دیدگاه‏ها و نظرات شخصی دیگران، شرایط آنها را درك نمایید، علایق شخصی خود را كنار بگذارید و تمام فكر خود را متمركز آنها كنید. تصوّر كنید كه اگر جای آنها بودید، چه كاری انجام می‏دادید و یا این ‏كه عقیده ی شما چه بود؟ پس كار درست را كه به سود آنهاست انجام دهید.

 محدود كردن دنیای ارتباطتان به آنچه تنها شما می‏پسندید، به سودتان نخواهد بود.

برای مثال اگر شما از سبك كلاسیك در هنر، لذّت می‏برید، نمی‏توانید سایر افراد را به دلیل این‏كه مثلاً سبك مورد علاقه ی شما را دوست ندارند، طرد كنید. اگر به علایق و انتظارات دیگران احترام بگذارید، اشتیاق آنها برای نزدیك شدن به شما بیشتر می‏شود.

 همیشه به خاطر داشته باشید كه مهم‏ترین عامل برای جذب دیگران، این نیست كه چه‏قدر به اشخاص، نزدیك هستید و یا مثلاً رابطه خونی دارید، و یا این‏كه كارهای چشمگیری انجام می‏دهید و چه كسی هستید. اگر رفتار شما برای دیگران، رضایت‏بخش نباشد، مسلّماً مؤمن نخواهید بود.

 امام علی(ع) می‏فرماید: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به یكدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت كردن به یكدیگر!».

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 8:0 توسط Alice |


 

 

 

 

 

 

 

explorer blog





Powered by WebGozar