|
|
|
فریاد بی صدا...
|

خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « با چنگال بخور.»
خدا به ما صدا داده. مامان می گوید: « جیغ و داد نکن.»
مامان می گوید: « کلم بروکلی بخور، غلات بخور، هویج بخور.»
اما خدا به ما دل داده و بستنی شکلاتی ...
اما خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « از دستمال استفاده کن.»
خدا به ما چاله آب داده. مامان می گوید: « شالاپ شلوپ نکن.»
مامان می گوید: « ساکت باش. بابات خوابه.»
اما خدا به ما در سطل آشغال داده که باهاش صدا درآریم.
خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « دستکش دستت کن.»
خدا به ما باران داده. مامان می گوید: « خیس نشی.»
باز مامان می گوید مواظب باشم به آن سگ ناز غریبه
که خدا برای ناز کردن به ما داده نزدیک نشم.
خدا به ما انگشت داده. مامان می گوید: « برو بشورشان.»
اما خدا به ما جاذغالی داده و تن های سر تا پا کثیف و قشنگ.
حالا با اینکه من باهوش نیستم این قدرها
حتم دارم یا مامان اشتباه می کند یا خدا.
شل سیلور اشتاین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:18 توسط Alice |
سلام..
حالا حالم خوبه.. از اینکه ناراحت شدید نگران شدید معذرت.. فعلا همین.. روز دختران هم مبارک![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:7 توسط Alice
امشب دلم خیلی گرفته... امشب میخوام یادداشت بگذارم تو دفترچه خاطراتم.. نمیدونم چم شده.. اصلا نمیدونم چرا اومدم نت... نمیدونم.. خستم.. یک خرده دیگه بنویسم گریم میگیره... دوشبه خوابم نمیبره فکر و خیالات الکی... چقدر استرس و اضطراب بده.. چقدر .. بیخیال.. فقط دلم گرفته بود.. گفتم یک یادداشتی بگذارم بشه خاطره.. دعا کنید برام فقط همین... خدایا به آنان که دوست میداری بچشان که عشق زیباست و به آنانکه که دوستتر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 1:7 توسط Alice |
رمز تداوم یک زندگی
اعتبار و معروف به همراه دخترانش در حال قدم زدن هستند.شیوانا با تعجب از آنها
پرسید:این وقت غروب چرا در این ناحیه از دهکده قدم می زنید؟ایا همسرتان از این
بابت ناراحت و گله مند نیست؟
زن با بی اعتنایی گفت:او آنقدر ما را دوست دارد که اگر هم ناراحت باشد بر زبان نمی
آورد !!!علاوه بر این او آنقدر به من و دخترانم اعتماد دارد که حتی اگر به دو دهکده
آن سو تر هم برویم باز سکوت میکند و چیزی نمی گوید!!ما حد اعتماد و عشق او را
بارها امتحان کرده ایم و از این بابت مطمئنیم.
شیوانا سری تکان داد و گفت:اشتباه می کنید!!هرگـــــــز در زندگی اعتماد و
محبت یکدیگر را تا لب مــــــــــرز هل ندهید و کرانه های اعتماد و عشق
خود را امتحان نکنــــــــــــید.
همیشه فاصله امنی را تا کرانه برای خود نگاه دارید.این رمز پایداری و تداوم یک
زندگی سالم است.
زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند!
او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد.
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید که دل دیگری را به درد و اشک او را در آورد
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 1:6 توسط Alice |
سلام...
راستش میخواستم وقتی یک کتاب تموم کردم بیام وبراتون کلی حرف بزنم..ولی انگاری نشد حتمی همتون کتاب قورباغه رو قورت بده را شنیدی شایدم بعضی هاتون خوندید بهر حال زندگی من هم یک خورده تغییر کرد.. از تنبلی در اومدم و حالا همش پای کامپیوترم ولی خداییش یک خورده تغییر کردم از ۲۴ ساعت که ۱۲ ساعت که میخوابم چند ساعتم که کامپیوتر و تلویزیون حالا میمونه چند ساعت از اون چند ساعت من فقط ۳۰ ساعت به خوندن درس اختصاص میدم اخی وقت نیمشه یک حرف جالب هم بزنم چند وقت پیش به حساب خودمون رفتیم مشاوره درسی طرف اومد گفت حالا بیا تو هفته ببینیم تو چقدر وقت اضافه میاری ..فلان کار و کن فلان کار تا اخر گفت حالا همه رو باهم جمع کن از تعداد ساعت در هفته کم کن ببینیم تو چقدر وقت میاری.. خب دیگه چی بگم... که نگفتنششششششش بهتر است.. ادم میخواد کمک کنه مثل من باشه پرو ویک چیزی هم اخرش گیرش بیاد..وقتی میگن حساب حساب کاکا برادر مثل منه چرا خب الان میگم ابجی بزرگه میخواست خونه تکونی کنه گفت ابجی کولو چو فردا صبح بیا که کمک من هم گفتم چششششششششششم هیچی رفتم خسته و کوفته برگشتیم اصلا حال نداد ولی همین که یک کادو افتادیم خودش کلی حال داره دیگه چی بگم...اهان یادم اومدم دوستتون دارم.. دلم میخواد همیشه کنارم باشید.. دوست دارم این دفترچه خاطراتم چه تلخ و چه شیرین پر از یادگاری کنید که اگر چند سال بعداومدم و سر زدم یادم بیاد این خاطرات قشنگو دلم میخواد همیشه کمکم کنی اگر اشتباهی دارم اگر غلطی تو جمله هام هست مثل یک دوست خوب که الان هستید کمکم کنید...دلم همیشه میخواد نظرات قشنگتونو بخونم شاید باور نکنید هر وقت اپدیت میکنم منتظر میمونم ببینم کی تو دفترچه خاطراتم یک یادگاری میگذاره.. دوستتون دارم.. حق نگهدارتون.. فعلا.. یا علی
برای چندمین بار کتاب از مرز چند روز گذشت و هنوزم تموم نشده..
نمیدونم چرا من برای خوندن کتاب های روانشناسی اینقدر تنبلم![]()
من نخونده بودم که خوندم البته این به جز اون کتابی هست که ازش حرف میزنم![]()
اون هم نت... خودم هم موندم چی کار میکنم..![]()
تایم ندارم...![]()
فکر میکنی اخرش چی شد من فقط در هفته ۱۱ ساعت وقت اضافه دارم ایشون هم گفتم پاشو دخترم تو برو ... تو که اصلا وقت نداری
خب میبینید من چرا اپدیت دیر به دیر میکنم به خاطر همینه![]()
از اینکه تو اینترنت دوستهای به این خوبی پیدا کردم خیلی خوشحالم شاید وجود دوستهای خوبی مثل شما منو وابسته کرده به وبلاگ نویسی و اومدن به نت...![]()
![]()
![]()
![]()
پس لطف کنید تهنام نگذارید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:59 توسط Alice
مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید كه خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میكنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشترشان در عرصههای مختلف باز میكند. تصوّر كنید توی ایستگاه اتوبوس نشستهاید، كسی كه كنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز میكند، مثلاً با این سؤال: «خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟» و یا «چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟». تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: «وای ... امروز هوا خیلی گرمه!»، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش میآید: اینكه او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمهای برای یك ارتباط اجتماعی است. اگر شما، بین دوستانتان كسی را دارید كه وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا كه بروید، پیشبینی دیدن چهرهای آشنا، كاملاً طبیعی است. فراموش نكنیم كه ما در عصری زندگی میكنیم كه ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما كمك زیادی میكند. حال، جای این سؤال است كه: چه چیزهایی میتواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟ به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان میشود؟ در این مقاله به یک مورد مهم در جذب مخاطب اشاره می کنیم،ودر مقاله ی بعدبه بررسی سه عامل مهم دیگر می پردازیم و به شما توصیه می كنیم كه حتماً آنها را رعایت كنید: ظاهر شما در ارتباط با دیگران، بینهایت مؤثّر است. شما هم بارها نظیر این جملات را به كار بردهاید: «از ظاهرش معلومه كه ...»، «به تیپش میخوره كه ...»، «ظاهراً آدم...» این جملات (كه شما هم در مكالمات روزمره، از آن استفاده میكنید)، نشاندهنده ی این است كه ظاهر افراد، در برقراری ارتباط با دیگران، فوقالعاده مؤثّر است. البته من هم با این جمله موافق هستم كه نمیشود باطن انسانها را از ظاهرشان فهمید و گاهی نیّت انسانها در قالب هیچ چیزی قرار نمیگیرد؛ امّا فراموش نكنید كه بخصوص در اوّلین ارتباطها، شما نمیتوانید به ذات آدمها پی ببرید؛ پس مهمترین، ابتداییترین و سادهترین وسیلهای كه برای شناخت به كار میرود و خیلی وقتها هم كاملاً درست از آب درمیآید، ظاهر افراد است. «مینا» مهندس عمران است. او برای یك همكاری در پروژهای با یكی از افرادی كه به او معرفی شده بود، قراری گذاشت؛ امّا مینا به محض دیدن ظاهر طرف مقابلش، ناخودآگاه، حس بدی در مورد او پیدا كرد و این، باعث شد كه این همكاری آغاز نشود. شاید طرف مقابل از توانایی و مهارت زیادی برخوردار بوده است، امّا ظاهر نامناسب او، باعث شده است كه مینا او را فاقد این خصوصیات تشخیص دهد. فكر نكنید كه داشتن ظاهر آراسته، همیشه محتاج وضع مالی خوب است؛ نیاز نیست برای یك ظاهر خوب، خرج زیادی كنید. حتی شما با داشتن یك دست لباس مناسب، میتوانید ظاهر آراستهای داشته باشید. كشیدن یك اتو به لباسها و شستن و تمیز نگاه داشتن آنها، نیاز به هزینه چندانی ندارد و وقت زیادی هم از شما طلب نمیكند؛ امّا میتواند معجزهای در ارتباطتان با دیگران بهوجود بیاورد. به كفشهایتان هم توجه زیادی كنید، كشیدن یك دستمال خیس یا زدن واكس به كفشها هم وقت زیادی از شما نمیگیرد؛ امّا در آراسته بودن ظاهرتان كمك زیادی میكند. آخرین نتایج تحقیقات دانشمندان نشان میدهد، افرادی كه ظاهرشان برایشان مهم است، در اجتماع نیز از موفقیت بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند به اهدافشان دست بیابند. فراموش نكنید كه ما مسلمان هستیم و در تمامی روایات از سادهپوشی و در عینحال زیباپوشی و تمیزی لباس پیامبر(ص)، سخنان زیادی گفته شده است. انتخاب زیبای پیامبر اكرم(ص) در رنگهای آرامبخش و در عین حال، شاد، پاكیزگی و تأكیدشان بر تمیزی، میتواند الگوی مناسبی برای همه افراد جامعه ی اسلامی بخصوص جوانان باشد. به یاد داشته باشید كه منظور از ظاهر آراسته، این نیست كه شما به دنبال «مد روز» باشید؛ متأسفانه مشكلی كه این روزها جوانان را به شدت، مشغول خود كرده است. گاهی اوقات، زدن مدهای عجیب و غریب، نهتنها شما را برای رسیدن به هدفتان یاری نمیكند، بلكه از آن دور میكند. ساناز یك نوجوان 17 ساله است، او میگوید: «نمیتوان به دنبال مُد نرفت؛ چرا كه دوستان و اطرافیان آنقدر فشار میآورند كه آدم فكر میكند اگر از مد استفاده نكند، حسابی عقبمانده است.» در جواب ساناز باید گفت كه چه نوع ارتباطی برای تو مهم است؟ و به راستی به دنبال دوستی با چه اشخاصی هستی؟ تصوّر كنید كه از شما برای مصاحبه دعوت شده است، این مصاحبه، بینهایت حیاتی است؛ چرا كه سرنوشت شغل مورد علاقه شما كه علاوه بر برخورداری از حقوق و مزایای خوب، موقعیت اجتماعی مناسبی داشته و شما را نیز از نظر روانی ارضا میكند، در گرو آن است. حال اگر با لباس نامناسب، نوع مدل موهای عجیب و غریب مد روز ظاهر شوید، چند درصد احتمال موفقیت دارید؟ «علی» عضو هیئت مدیره یك شركت بزرگ است كه همواره كار مصاحبه با نیروهای جدید را انجام میدهد. او میگوید: «اغلب جوانان نمیدانند كه چگونه ظاهر شوند، مثلاً خانمها فكر میكنند هر چه ظاهرشان بیشتر جلب توجه كند، مؤثرتر است؛ در حالی كه ما چنین ظاهرهایی را نمیپسندیم و خیلی زود رد میكنیم. وقار و متانت ظاهر، در عین آراستگی و پاكیزگی برای ما خیلی مهم است.» هیچگاه نمیتوان با ظاهر یك مراسم جشن، در اداره، حاضر شد و یا بالعكس. این نكته كه بدانید چه موقع، چگونه ظاهر شوید، اهمیت فوقالعادهای دارد. مطمئناً مردان موفق در عرصههای مختلف مانند سیاست، تجارت و ... را دیدهاید. آنها همیشه ظاهری كاملاً آراسته و رسمی دارند، هیچگاه سلاطین بیمنازع تجارت را در لباسهای تنگ ندیدهاید، پس فراموش نكنید كه در همهجای دنیا، ظاهری باوقار و آراسته و پاكیزه، خریدارانِ بیشماری دارد! صدا، ابتداییترین وسیله برای برقراری ارتباط با دیگران است. تاكنون به لحن صدای خود توجه كردهاید؟ صدای شما از دید دیگران چگونه است؟ وقتی با دیگران بهطور حضوری و یا پای تلفن صحبت میكنید و یا حتی هنگامی كه در یك نشست گروهی حضور دارید، یاد بگیرید از صدایتان به عنوان وسیلهای غنی و پُر طنین استفاده نمایید. همچنین بیاموزید تا با صدایتان توجه آنها را جلب كنید و نگذارید، صدایتان سدی بر اعمالتان شود. صدای شما اصلیترین وسیله برای ارسال پیام شما به حساب میآید و مانند وسیله ی نقلیه عمل میكند. تحقیقات نشان داده است، هنگامی كه دیده نمیشوید، مثلاً وقتی با تلفن صحبت میكنید، 84 درصد از اعتباری كه شما در گفتگو كسب میكنید، ناشی از تُن صدا، زیر و بم صدا و طنین صداست. ظرفیت انتقالی صدا خیلی بیش از آنچه كه میپنداریم است. ما از تُن صدای افرادی كه از پشت تلفن میشنویم، در همان چند لحظه ی اوّل، میتوانیم مسائل زیادی را استخراج كنیم. به افرادی كه خوب آنها را میشناسید، تلفن زده، به طرز اَلو گفتن آنها توجه كنید. به احتمال قوی، با شنیدن همان یك كلمه میتوانید حالتهای آنها را حدس بزنید. چهار بخش اصلی صدا عبارتاند از: آرامش، تنفّس، بلندی و طنین صدا. هر یك از این اجزا را میتوان به وسیله ی تمرین به گونهای تغییر داد كه بر اثر بخشی صدا افزوده شود. توجه داشته باشید كه همه ی این اصول با یكدیگر در رابطه هستند، تا به صدا ویژگی خاصی بدهند. تنوّع صوتی، روش مؤثّری برای علاقهمند كردن و درگیر شدن مخاطب به حساب میآید. صدای شما، باید بسته به نوع كلامی كه میخواهید استفاده كنید، آهنگ مخصوص خود را داشته باشد. اگر تاكنون به سخنرانیهای بزرگ توجه كرده باشید، میبینید كه آهنگ صدا و كلام، بسته به موضوع سخنی كه گفته میشود تغییر میكند. مثلاً در یك سخنرانی، كلمات، محكم، قاطع و بلند اَدا میشوند؛ چرا كه مثلاً میخواهد تا تأثیر شعاری كه داده میشود به خوبی نمایان باشد. از سویی دیگر، نمیتوان یك شعر یا قطعه ی لطیف ادبی را با همان لحن سخن قرائت نمود؛ چرا كه آرامش در ادای كلمات را میطلبد. كلمات را درست ادا كنید! فارسی، زبان شیرینی است كه تلفظ كلمات آن، چندان مشكل نیست. این موضوع را به خاطر بسپارید كه هر كلمه، ارزش خاص خود را دارد؛ پس سعی كنید تمامی آنها را درست ادا كنید. تلفظ اشتباه یك كلمه در جمع، ممكن است اسباب استهزا و ناراحتی شما را فراهم كند. تند صحبت كردن، اثر كلام شما را از بین میبرد. كسی به دنبال شما نیست. با آرامش تمام، آنچه را كه میخواهید، به مخاطب انتقال دهید؛ حتی اگر كمبود وقت داشته باشد. اَدای پنج كلمه تأثیرگذار، بهتر از پانزده كلمه ی بدون تأثیر است (البته تند صحبت نكردن، به معنای كُند صحبت كردن، تا جایی كه حوصله ی مخاطب را سر ببرید نیست.) به هر كلام، آهنگ مخصوص خود را ببخشید. تصوّر كنید قاضی یك دادگاه هستید و باید حكمی را قرائت كنید. حكم این است: «اعدام لازم نیست. بخشش» نوع آهنگی كه شما به این جمله میبخشید، میتواند در پیام، تغییری اساسی ایجاد كند. اگر شما كلمه ی «اعدام» را محكم تلفظ كنید و پس از آن مكث كوتاهی كنید، حاصل جمله این خواهد شد «اعدام، لازم نیست بخشش» و با این احتساب متهم بخت برگشته را به پای چوبه ی اعدام خواهید كشاند؛ امّا اگر اعدام را آهسته تلفظ كنید و پس از «نیست» مكث كنید و «بخشش» را محكم ادا كنید «اعدام لازم نیست، بخشش»، به متهّم، حیات دوباره بخشیدهاید. كلمات، روحی دارند كه نوع بیان شما، آنها را آزاد میكند. الفاظ، شكل ظاهری این كلماتاند؛ پس سعی كنید تا به روح كلمات نیز توجه شود. در دنیای متمدّن و پر از هیاهوی امروز، داشتن چهرهای بشّاش و لبخندی زیبا بر لب، میتواند تأثیر معجزهآسایی داشته باشد. مطمئناً دیگران ترجیح میدهند تا با افرادی خوشبرخورد، معاشرت داشته باشند. چهرهای گرفته و عبوس، علاوه بر آن كه روحیه ی خود شما را به شدت افسرده میكند، دیگران را از اطراف شما گریزان مینماید. یك لبخند ساده، هزینه ی چندانی ندارد، امّا میتواند دوستان بسیار خوبی را برای شما پیدا كند. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد، ارزش بسیار بالایی دارد. لبخند میتواند اوّلین گام برای رسیدن به این تحسین باشد و مهربانی و صمیمیت شما را به دیگران انتقال دهد. دین مبین اسلام و ائمه ی اطهار (ع) نیز بر این مورد، تأكید كردهاند و احادیثی نیز در این مورد وجود دارد. امام صادق(ع) میفرماید: «هر كه به روی برادرش لبخند بزند، برایش حسنهای خواهد بود».1 امام كاظم(ع) نیز در حدیث دیگری میفرماید: «مهرورزی با مردم، نیمی از عقل است».2 در برخوردهایتان همواره گشادهرو باشید. حتی لبخند میتواند روز خوبی را برای شما به ارمغان بیاورد. به دیگران ثابت كنید كه هر جا احتیاج به كمك دارند، حضور دارید. بدین ترتیب، به طور حتم، افراد مورد نظر، پذیرای شما خواهند شد. انسانها در عین مشابهتهای فراوانی كه در عادتها، رفتار و گفتارهایشان دارند، دنیایی كاملاً بیگانه و مختص خود را نیز در اختیار دارند. گاهی اوقات، ورود به این دنیا برای كسانی كه از بیرون نظارهگرند، بسیار مشكل است. یكی دیگر از رمزهای ارتباط، ورود به این دنیا و چگونگی ورود به آن است. مطمئناً شما نیز نظرات و دیدگاههای خاص خود را دارید؛ امّا فراموش نكنید كه این، اجازه نمیدهد تا سایر دیدگاهها را از یاد ببرید. با در نظر گرفتن دیدگاهها و نظرات شخصی دیگران، شرایط آنها را درك نمایید، علایق شخصی خود را كنار بگذارید و تمام فكر خود را متمركز آنها كنید. تصوّر كنید كه اگر جای آنها بودید، چه كاری انجام میدادید و یا این كه عقیده ی شما چه بود؟ پس كار درست را كه به سود آنهاست انجام دهید. محدود كردن دنیای ارتباطتان به آنچه تنها شما میپسندید، به سودتان نخواهد بود. برای مثال اگر شما از سبك كلاسیك در هنر، لذّت میبرید، نمیتوانید سایر افراد را به دلیل اینكه مثلاً سبك مورد علاقه ی شما را دوست ندارند، طرد كنید. اگر به علایق و انتظارات دیگران احترام بگذارید، اشتیاق آنها برای نزدیك شدن به شما بیشتر میشود. همیشه به خاطر داشته باشید كه مهمترین عامل برای جذب دیگران، این نیست كه چهقدر به اشخاص، نزدیك هستید و یا مثلاً رابطه خونی دارید، و یا اینكه كارهای چشمگیری انجام میدهید و چه كسی هستید. اگر رفتار شما برای دیگران، رضایتبخش نباشد، مسلّماً مؤمن نخواهید بود. امام علی(ع) میفرماید: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به یكدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت كردن به یكدیگر!».
کلید اول:به ظاهرتان توجّه كنید!
کلید دوم: صدای شما در ارتباطتان با دیگران مؤثر است
نیمه بُریده و تند، صحبت نكنید!
کلید سوم: لبخند بزن
کلید چهارم: وارد دنیای دیگران شوید

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 8:0 توسط Alice |