|
|
|
فریاد بی صدا...
|

زن "ریحانه آفرینش" ، در طول تاریخ همواره مورد بحث و توجه بزرگان واقع گردیده و دیدگاه های مختلفی در مورد او وجود دارد.
در مطلب ذیل مختصرا سخن بعضی از بزرگان در بیان جایگاه، مقام و ارزش زن ارائه گردیده است:
رسول اکرم (ص) : بهترین متاع دنیا ، همسر شایسته است .
حضرت علی (ع) : دختر ، فرزندی است مهربان ، مونس ، مددکار ، مبارک و مربی .
3- امام سجاد (ع) : بهترین ِ فرزندان شما دخترانند .
امام صادق (ع) : دختر « حسنه » و پسر « نعمت » است ، حسنه ثواب و نعمت حساب دارد .
امام صادق (ع) : بیشترین خوبی در وجود زنان است .
امام خمینی (ره) : از دامن زن است که مرد به معراج می رود .
علامه اقبال لاهوری : زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .
لامارتین : منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود.
امرسون : تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است .
« شیلر » شاعر انگلیسی : هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است .
ناپلئون : اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
آناتول فرانس : زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست .
ویلیام شکسپیر : چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش .
گوته : زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است.
برنارد شاو : زن شاهکار خلقت است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 12:40 توسط Alice |
سلام بر دوستهای گل گلاب خودم...
اول عید دیروزتون مبارک.. خب چی بگویم که ناگفتنش بهتر است خب فعلا تو خونه بیکار بس نشستم هیچ کارم نمیکنم پس حرفی ندارم که بگم... خب اخی تو خونه موندن حرفی برای ادم می مونه که بگه نه خبری نه گزارشی چقدر بی خبری بده خب دیگه بی خیال دنیا راستی من یک یوگی شدم باز چند تا کتاب گیر اوردم تا بخونم... دیگه اینکه همتون رو دوست دارم من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست. كنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو. هر كسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست. شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی میكوبم و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم ای دوست خانه دوستی ما اینجاست. تا كه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست كجاست!!! راستی دنیا چه غریبه کار آدماش فریبه، واسه کشتن مسیحا هر درختی یه صلیبه دلمون خیلی گرفته س دردمون خیلی بزرگه، گرگا تو لباس میشَن هر سگ گله یه گرگه، زین و اسبمونو بردن نذارین راهو بدزدن توی این شبای وحشت نکنه ماهو بدزدن ! بعضیا چه پر ستاره بعضیا چه بی فروغن بعضی آدما فرشته بعضی آدما دروغن زندگی یه انتخابه میشه خوب بود ، میشه بد بود باید عاشقونه پر زد باید عاشقی بلد بود." هیچ کس اشکی برای ما نریخت ... هر که با ما بود از ما می گریخت ... چند روزی ست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست... گاه بر روی زمین زل می زنم... گاه بر حافظ تفاءل می زنم... حافظ دیوانه فالم را گرفت... یک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زیاران چشم یاری داشتیم... خود غلط بود آنچه می پنداشتیم روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی گفت : تو غرق گناهی ؟ گفتمش یارب بلی گفت :پس آتش نمیگیره چرا جسم و تن ات ؟ گفتمش چون حك نمودم روی قلبم "یاعلی"
![]()
![]()
![]()
این هم یک خبر کهنه ![]()
یک خبر تکراری![]()
![]()
خداحافظ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 12:37 توسط Alice
وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي
حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 12:11 توسط Alice |
تقديم به كساني كه قلب كوچكشان دريايي ست گاهی اوقات به اين نتيجه می رسم که هيچ چيز مال من نيست من , يک جزء از هيچ بزرگ دنيايی هستم که بدون هيچ دليلی ,
و بدون هيچ اراده ای به اينجا تبعيد شده ام .
من همينطور سرگردان به همهمه های مبهم اطراف خویش گوش سپرده ام
محيط من را , هاله ای سياه و غليظ از دروغ پوشانده است...
و بر فراز سرم , آسمانی به وسعتی که نمی دانم به وسعت ندانسته هايم
و به رنگ آبی , که پس زمينه دست نيافتنی آن است
مثل انتهای خواسته های بی انتهای من اطرافم را آدم ها گرفته اند
که هر کدامشان , مثل من , بدون اينکه بدانند برای چه ,
بر سنگفرشی از باقيمانده مردگانشان , قدم می زنند
و گاهی هم , برای اينکه چيزی گفته باشند زير لب
زمزمه می کنند : چه هوای خوبی!!!!
گاهی اوقات به اين نتيجه می رسم که هيچ چيز مال من نيست.
این مطلب بهترین دوستم نرگس جونم برام بفرستاد من هم خوشم اومدم تو وبلاگم گذاشتم ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 21:25 توسط Alice |

پدر عزیزم دوستت دارم...
هر روز ظهر هنگامی که خسته از کار روزانه به کانون گرمیکه ساخته ی دستان مهربان و گرم توست باز میگردی بیش از گذشته و با تمام وجود می توان گرمای این خانه را احساس کرد.
خانه ای که در غیبت تو چون پاییز است ولی با آمدنت انگار بهار با سایه تو می آید.
شاید هیچ کس به اندازه ای تو نتواندخستگی کار خارج از خانه را احساس کند ولی ماکه دوان دوان به سویت می آییم تا لیوان شربتی به تو تقدیم کنیم و با زبان کودکانه مان بگوییم . پدر خسته نباشی ، وخستگی را از وجودت بیرون می آورد و عرق از پیشانی مردانه ات پاک کند.
در هرحال تو پدری ، پدری که گرمای کانون گرم خانواده با بودن تو احساس میشود چرا که با وجودسنگین بودن وظیفه ات چه در داخل و چه در خارج خانه هیچگاه از آن جهت خم به ابرو نمی آوری و هر روز ظهر قبل از پیوستن به اهل خانه ابتدا پشت در می ایستی وخستگی ها و ناارحتی های کارت را بیرون از خانه می گذاری.
سپس با یک بغل طراوت و مهربانی داخل می شوی خوشحالم از اینکه دستان گرم و پر مهر تو را دردست میگیرم و به تو می گویم پدر خداوند بزرگ و مهربان پشت و پناهت باشد. انشاالله
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:16 توسط Alice |
بیا آینه دل منجلی کن
درون سینه ات را صیقلی کن
بزن قفلی به درب خانه دل
کلیدش را به نام یا علی کن
آقایون عزیز ، پدر های نازنین ، آقا پسر های گرامی و همراهان همیشگی
میلاد حضرت علی و روز پدر به همه شما تبریك و شاد باش می گویم .
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:15 توسط Alice
سلام.. از امروز بیکارم
دیروز اخرین روز کارورزیم بود![]()
![]()
ولی من بیکار نمی شینم.. می خوام برم سر یک کار دیگه ![]()
خب امروز هم اومدم بعد از دو هفته یک اپدیتی بکنم![]()
میگم این ولادت ها اصلا به فکر جیب این بچه ها نیستن.. چند وقت پیش روز مادر حالا هم که روز پدر داره از را ه میرسه...
خب بیخیال.. اون روز که رسید خودم یک فکری میکنم...که چی بخرم چی چی نخرم![]()
دیگه هیچی نگم بهتره..
راستی دیروز تولد اتنا جون گل گلاب بود که من نبودم بهش تبریک بگم حالا امروز بهش تبریک میگم..
۴ روز دیگه هم احتمالا تولد محمد رضا گل پسر مامان باباشه ![]()
خب دیگه تولدشون مبارک..![]()
در بن بست؛ راه آسمان باز است ؛ پرواز را بیاموز
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:34 توسط Alice
اطلاعیۀ شمارۀ یک به جهت جیرهبندی قریبالوقوع بنزین و حوادث غیرمترقبهیی که بدنبال خواهد داشت، از کلیه شهروندان محترم تقاضا میشود نکات زیر را رعایت فرمایند: 1- کارت سوخت، چیزی شبیه به نوامیس ماست. همواره نشان دهیم که از نسل غیور مردانیم. 2- از همراه داشتن و حمل کردن کارت سوخت در مکانهای خلوت اکیداً خودداری فرمایید. 3- اگر به هر علتی مجبور بودید کارت سوخت را همراه خود داشته باشید، ( مثلا برای دریافت همان چند قطره بنزین در روز ) حتما از چند نفر از دوستان و آشنایان قلچماق خود، بخواهید که شما را همراهی کنند. 4- برای کارت سوخت خود مکانی مناسب برای استتار بیابید.( مثلا داخل جوراب، داخل شو.. یا ...) 5- زمانی که در جایگاههای سوختگیری، منتظر اتمام سوختگیری طرف مقابل هستید، همواره تلاش نمایید به نحوی کارت سوخت آن بندۀ خدا را هپلی کنید. 6- کارت سوخت خود را به بمب تایمردار مجهز کنید تا در صورت لزوم، (مثلا هنگام دزدیده شدن) بتوانید آنرا منهدم نمایید. 7- به جهت اهمیت ویژۀ این کارت، میتوانید در مواقع خیلی خیلی حساس، از آن به عنوان کارت ویزیت استفاده کنید و شمارۀ تلفنتان را بر روی آن بنویسید و تقدیم نمایید. ( نتیجۀ این روش تضمین شده است. ) 8- برای سوختگیری،با رعایت کامل جوانب احتیاط، کارت را از مخفیگاه بیرون آورید. طرفین را با دقت زیر نظر بگیرید و تمام حرکات مشکوک را بررسی نمایید. زمانیکه کارت را داخل دستگاه کردید احتیاطاً از قطعهیی چسب نواری یا مقداری سیریش استفاده فرمایید. درب باک را باز کنید و قطرهچکان (پمپ سابق) را برداشته و به اندازۀ جیرۀتان و با در نظر گرفتن تمام موارد امنیتی سوختگیری فرمایید. 9- در هنگام سوختگیری همواره فراموش کنید که مملکتتان روی نفت خوابیده است. 10- انرژی هستهیی حق مسلّم ماست. سایر موارد متعاقباً به استحضار امّت رشید و سلحشور خواهد رسید.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:34 توسط Alice |